صبحهای مدرسه کودک دلش را میگیرد، اما آخر هفتهها حالش بهتر است. ممکن است از خودتان بپرسید درد واقعی است یا راهی برای نرفتن به مدرسه. این دوگانه گمراهکننده است: اضطراب میتواند درد جسمی واقعی ایجاد کند، و در عین حال دلدرد ممکن است علت پزشکی داشته باشد. راه درست، جدیگرفتن هر دو احتمال است.
اول درد را واقعی بدانید و نشانهها را بررسی کنید
از کودک نخواهید ثابت کند دردش «واقعی» است. بپرسید کجا درد میکند، از چه زمانی شروع شده و همراه آن تهوع، تب، استفراغ، یبوست یا نشانه دیگری دارد یا نه. اگر درد شدید یا رو به بدترشدن است، شب او را بیدار میکند، با خون در مدفوع یا استفراغ، کاهش وزن، تب مداوم یا حال عمومی بد همراه است، ارزیابی پزشکی را عقب نیندازید. حتی بدون این نشانهها، تکرار دلدرد ارزش گفتوگو با پزشک کودک را دارد.
یادداشت کوتاهی از زمان درد، روزهای مدرسه و تعطیل، خواب، خوراک و اتفاقهای همان روز بردارید. این ثبت ساده کمک میکند الگو را ببینید، بیآنکه هر صبح به بازجویی تبدیل شود. پزشک میتواند علتهای جسمی را بررسی کند و اگر نشانهها با فشار روانی سازگار بود، برای قدم بعد راهنمایی بدهد.
مدرسه دقیقاً در کدام بخش سخت شده است؟
«از مدرسه میترسی؟» سؤال بزرگی است و ممکن است کودک جوابش را نداند. سؤالهای کوچکتر کمک میکنند: سختترین بخش صبح کدام است؟ در زنگ تفریح با چه کسی میمانی؟ سر کلاس کسی هست که از او نگرانی؟ تکلیف یا امتحانی هست که فکرت را مشغول کرده؟ گاهی مسئله جدایی از والد است؛ گاهی قلدری، مشکل یادگیری، فشار امتحان یا تغییر در جمع دوستان. با معلم هم گفتوگو کنید، اما حرف کودک را پیش از شنیدن روایت مدرسه بیاعتبار نکنید.
اگر کودک اضطراب دارد، گفتن «چیزی نیست» معمولاً بدنش را آرام نمیکند. برنامه صبحگاهی قابل پیشبینی، خواب کافی، آمادهکردن وسایل از شب قبل و چند دقیقه فرصت برای خداحافظی میتواند کمک کند. در مواردی که کودک مرتب مدرسه را از دست میدهد، با پزشک، مدرسه و در صورت نیاز متخصص سلامت روان برای بازگشت تدریجی و حمایت هماهنگ برنامه بریزید. ماندن طولانی در خانه بدون رسیدگی به علت، ممکن است بازگشت را سختتر کند.
به کودک میشود گفت: «دردت را باور دارم و میخواهیم بفهمیم چه چیزی پشت آن است.» این جمله هم بدن او را جدی میگیرد و هم راه گفتوگو درباره ترس را باز میکند. لازم نیست از روز اول بدانید علت دقیق چیست. مهم این است که کودک میان «برو مدرسه و حرف نزن» و «تا هر وقت خواستی خانه بمان» تنها نماند.
در گفتوگو با کودک، از وعده «دیگر هیچوقت دلدرد نمیگیری» پرهیز کنید؛ هدف این است که درد را بفهمید و راه کمک را پیدا کنید. اگر درد بعد از تغییر برنامه هم ادامه داشت، دوباره به پزشک خبر بدهید؛ یک توضیح روانی احتمالی نباید مانع بازبینی علت جسمی شود.
اگر مدرسه از شما میخواهد کودک را با وجود درد بفرستید، گزارش پزشک و برنامه حمایت را با مسئول مربوط در میان بگذارید. شاید کودک به جای یک روز کامل غیبت، به امکان رفتن کوتاه به اتاق مشاور یا تماس مشخص با والد نیاز داشته باشد. اگر از قلدری یا رفتار نامناسب بزرگسال حرف میزند، موضوع را مستقل و جدی بررسی کنید. برنامه بازگشت وقتی کمککننده است که خود محیط نیز برای کودک امن باشد.




دیدگاهها
در حال بارگذاری دیدگاهها…